سراغ خویش را از دیگران می گیرم، بلکه پیدا شوم.
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
+ به اندازه ی گاوی که ذبح کنند،از کاپیتن خون رفته بود.
هرچقدر خط سیر شیاطین داستایوفسکی تا اینجا(صفحه 169-جلد دوم) پیچیده و گنگ بود و آرزوهای بسیاری برای تموم شدنش داشتم،از این نقطه حس میکنم دلم براش تنگ خواهد شد.
از لحاظ نفرت انگیزی به پتر استپانوویچ رشک میبرم واقعا.
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
- حال سیل زده ای رو دارم که بعد از کلی نسخی و با هزار بدبختی یه نخ سیگار گیر آورده، ولی نمیتونه تو نفربر ارتش سیگار بکشه و باید بازم صبر کنه.
- میگفت وسائلم نابود شد به درک، خونه ام خراب شد به درک، عکسای زنم تنها یادگاری هایی بود که ازش داشتم.
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
زیادی موهاش سفید بود،صورتش عین کاغذ مچاله شده چروک بود.
جلوی خودمو گرفتم که بهش نخندم،سخت بود ولی نخندیدم.گفتم دلش میشکنه.
چشماش پر بود.میخواستم بگم تانکر بیارم چشماتو خالی کنه؟:))) نگفتم.
لباش میلرزید.صورتش دریاچه ی ارومیه بود،حتی خشک تر.
دو روزه زل زدم بهش.میدونم خیلی ادامه نداره.
میخوام برسونمش سردخونه.
+زل زده بهم.
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
میدونستم داره نگاه میکنه که چجوری دارم کارد رو پاک میکنم،ولی چشاش سرد بود.
درد میکشید،دیگه بعد از چند سال زندگی کردن باهاش میدونستم کِی داره درد میکشه،ولی چشاش سرد بود.
لباش بی رنگ بود.انگار تموم رنگ لبش رو همون کاردی بود که داشتم پاک میکردم،ولی من به صورتش دست نزده بودم.یعنی زده بودم ولی چشماش سرد بود.
بدنش سرد بود.
لبش سرد بود.
تنش سرد بود.
شیر گاز رو باز کردم،پتو رو آوردم و کنارش خوابیدم و پتو رو کشیدم روی جفتمون.
اون شب سرد بود.
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
+ من همه اینکارارو کردم که به تو برسم،میدونی با رفتنت مصداق حبطت اعمالهم فی الدنیا و حتی فی الاخره شدم؟
+ دلم واسه خنده های 17 سالگیت تنگ شده.کاش تو 20 سالگیت هم باهم خندیده بودیم.
+ کم بوسیدمت،گناه از این بالاتر؟
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
- من تحریم شدن خودم به دست دل تورو دیدم،از چی باید بترسم؟
- کربلا اینجاست.عاشورا امروز و هر روزه.آب تویی.ندارمت بی مروّت.
- مشیت الهی هم همیشه خط موازی خواست من بود.
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
- آقای قاضی اینا مرگ من رو تایید نمیکنن،آقای قاضی نمیخوان یه کم راحت بخوابم.شما یه کاری کن.
- قولشو از صاحبش گرفتم،دیر رسیدی بگو بند کفنم رو باز کنن،بلند میشم بغلت میکنم.
- سیگار رو ترک کردم،گفتم شاید خوششون نیاد موقع غسل دادنم برام فندک بیارن.
- شاید مردم،شاید خونه سرد نیست،شاید سردخونه است.
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
- من هزار بار تو ذهنم لباش رو بهم دوختم که نتونه لباشو به لبات بدوزه.
- آدم رفته حرمت نداره پس من به همه میگم من رفتم،تو حرمتت حفظ شه.
- از پشت صحنه ی سمینار موفقیت و خوشبختی بوی گریه میومد.
- لباسام بوی مُرده میدن،امشب خاکشون میکنم.
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
- حرف دهن می و لا نذارید،فاصله مطبوع نیست.
- انقدر سر "نرو"هایی که واست خوندم دمپر رو فشار دادم که شکست.مثل اینکه هرجای پای تو وسط باشه چیزی موندگار نیست.حالا چه خودت باشی چه نُت چه پدال.
- بمیرمم انگشتام مینور میزنه.
- خوبم unknow.نشناختمت ولی.
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
- غمگین مثل عقابی که مرغ خونگی شده.
- از من فقط پوست تخمه هایی که مردم موقع اعدام شدنم رو زمین تف کردن میمونه.
- مسمومم علی.
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور