11 - تاریخ: 1401/2/9 ساعت: 3:45
سراغ خویش را از دیگران می گیرم، بلکه پیدا شوم.
رخت - تاریخ: 1399/10/20 ساعت: 2:46
باد کجا برد شما را؟ به کجا پناه بردید از دست من؟ رخت روزهای شادی.
10 - تاریخ: 1399/10/20 ساعت: 2:46
بازهم زنده خواهی ماند، رنج های زیادی به انتظارت نشسته اند.
شیاطین - تاریخ: 1398/4/16 ساعت: 21:08
+ ماریا تیموفیونا با کارد سوراخ سوراخ شده بود. + به اندازه ی گاوی که ذبح کنند،از کاپیتن خون رفته بود. هرچقدر خط سیر شیاطین داستایوفسکی تا اینجا(صفحه 169-جلد دوم) پیچیده و گنگ بود و آرزوهای بسیاری برای تموم شدنش داشتم،از این نقطه حس میکنم دلم براش تنگ خواهد شد. از لحاظ نفرت انگیزی به پتر استپانوویچ ر...
9 - تاریخ: 1398/4/16 ساعت: 21:08
- من بعد از تو هر روز از خواب بیدار میشم و نمیتونم تکون بخورم، هر روز بیدار میشم و میبینم دیگه اون موجود سابق نیستم، هر روز بیدار میشم و خونواده و جامعه طردم میکنن. از وقتی تو رفتی من هر روز گریگور سامسای بیچاره ام.- حال سیل زده ای رو دارم که بعد از کلی نسخی و با هزار بدبختی یه نخ سیگار گیر آورده، و...
اطمینان - تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 18:11
شخصی که زیر شدید ترین شکنجه های جسمانی است،تا لحظه ی مرگ بر اثر آن شکنجه ها همچنان مرگ را حس نمیکند و درد او صرفا به درد جسمانی مربوط میشود.امید به رهایی از شکنجه ها و بهبود دردها،میتواند شخص را به آی
خاک اره - تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 18:11
چشمام رو موقع خروج از سلول بستن،میگفتن از چشمات خجالت میکشیم. ازشون خواستم ولم کنن،سنگینی و فشار دستاشون اذیتم میکرد. تو این دو روز آخر قبل از اجرای حکم بیرون نرفته بودم،ولی الان با چشم بسته میرفتم. م
1 - تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 18:11
یکی دیروز تو آینه به من زل زده بود.دوست داشتنی نبود،میدونی که رو قیافه ها حساسم. زیادی موهاش سفید بود،صورتش عین کاغذ مچاله شده چروک بود. جلوی خودمو گرفتم که بهش نخندم،سخت بود ولی نخندیدم.گفتم دلش میشکنه. چشماش پر بود.میخواستم بگم تانکر بیارم چشماتو خالی کنه؟:))) نگفتم. لباش میلرزید.صورتش دریاچه ی ار...
2 - تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 18:11
هنوز نبض داشت ولی چشاش سرد بود. میدونستم داره نگاه میکنه که چجوری دارم کارد رو پاک میکنم،ولی چشاش سرد بود. درد میکشید،دیگه بعد از چند سال زندگی کردن باهاش میدونستم کِی داره درد میکشه،ولی چشاش سرد بود. لباش بی رنگ بود.انگار تموم رنگ لبش رو همون کاردی بود که داشتم پاک میکردم،ولی من به صورتش دست نزده ب...
3 - تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 18:11
+ من که بهت ایمان دارم،من که مومنم بهت،دیگه چرا با من اشدائی؟ + من همه اینکارارو کردم که به تو برسم،میدونی با رفتنت مصداق حبطت اعمالهم فی الدنیا و حتی فی الاخره شدم؟ + دلم واسه خنده های 17 سالگیت تنگ شده.کاش تو 20 سالگیت هم باهم خندیده بودیم. + کم بوسیدمت،گناه از این بالاتر؟
4 - تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 18:11
- همونقدر که با وایتکس خوردن دلت سفید میشه،با سرگرم کردن خودم حواسم از تو پرت میشه. - من تحریم شدن خودم به دست دل تورو دیدم،از چی باید بترسم؟ - کربلا اینجاست.عاشورا امروز و هر روزه.آب تویی.ندارمت بی مروّت. - مشیت الهی هم همیشه خط موازی خواست من بود.
5 - تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 18:11
- انگار هر سال که میگذره یه کارد تو قلبم فرو میره،24 تا زخم کارد چرا واسه مردن کافی نیست؟ - آقای قاضی اینا مرگ من رو تایید نمیکنن،آقای قاضی نمیخوان یه کم راحت بخوابم.شما یه کاری کن. - قولشو از صاحبش گرفتم،دیر رسیدی بگو بند کفنم رو باز کنن،بلند میشم بغلت میکنم. - سیگار رو ترک کردم،گفتم شاید خوششون نی...
6 - تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 18:11
- دل پفک نیست که بشکونی و با تف بچسبونیش،به اسم بوس تف مالی نکن. - من هزار بار تو ذهنم لباش رو بهم دوختم که نتونه لباشو به لبات بدوزه. - آدم رفته حرمت نداره پس من به همه میگم من رفتم،تو حرمتت حفظ شه. - از پشت صحنه ی سمینار موفقیت و خوشبختی بوی گریه میومد. - لباسام بوی مُرده میدن،امشب خاکشون میکنم.
7 - تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 18:11
- نت موسیقی اگه زبون داشت حتما میگفت هیچ فاصله ای مطبوع نیست. - حرف دهن می و لا نذارید،فاصله مطبوع نیست. - انقدر سر "نرو"هایی که واست خوندم دمپر رو فشار دادم که شکست.مثل اینکه هرجای پای تو وسط باشه چیزی موندگار نیست.حالا چه خودت باشی چه نُت چه پدال. - بمیرمم انگشتام مینور میزنه. - خوبم unknow.نشناخت...
8 - تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 18:11
- (سر انگشتش رو با سوزن سوراخ میکنه و خون رو روی گونه هاش میماله که صورتش بی روح نباشه) - غمگین مثل عقابی که مرغ خونگی شده. - از من فقط پوست تخمه هایی که مردم موقع اعدام شدنم رو زمین تف کردن میمونه. - مسمومم علی.
عصبانی ام انگار - تاریخ: 1397/2/31 ساعت: 18:57
* من هنوزم بهت فکر میکنم،رو فکر کردنم فکر کن * انقدر شکمتون سیر شده که دغدغه ی عروسی فلان چاقالِ خان
بِ زَن - تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 11:20
گرگ زخمیِ بارون دیده یِ مغرورِ تنها آقا پنجره رو باز کن خفه شدیم بِ زَن هنوز هم این بدن برای زخم های تو جای خالی دارد پیرِزن بزن بِزن بِزَن نوشته شده در یکشنبه نهم مهر ۱۳۹۶ساعت 21:10 توسط مزدورِ نزدیک|
منــ| - تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 11:20
گرگ زخمیِ بارون دیده یِ مغرورِ تنها آقا پنجره رو باز کن خفه شدیم منــ| سینا میگفت امشب حالم بده،اگه بزرگترین جسم دنیا یه کوه باشه من امشب دو تا کوه ک.یر.یم +من امشب سه تا کوه فلانم نوشته شده در یکشنبه نهم مهر ۱۳۹۶ساعت 21:17 توسط مزدورِ نزدیک|
میگم بهت - تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 11:20
بیست ساله دیگه دست بچمو میگیرم و میبرم تو همون پارک لعنتی ، و اگه همون نیمکت باشه میشینیم روی همون نیمکت . بهش میگم این نیمکت هنوز بوی دود من و رفیقمو میده ، بهش میگم چقدر فندک رو همین نیمکت لعنتی جا گذاشتیم و جا موندیم . بهش میگم این راهی که قراره تو با رفیقات بری ، بابات با رفیقاش رفته و الان همین...
خودکشی بعد از وقت اداری - تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 11:20
مسخره بود عبدالکریم جان ، باور کن مسخره بود . یک عده متوازی الاضلاع تمرگیده بودند روی صندلی هاشان ، جواب سلام مارا هم نمی دادند . انگار آن باسن مبارک روی صندلی خلق شده بود و قرار بود روی صندلی منسوخ شود . اگر آن آقا که لباس سبز پوشیده بود و سیرت و صورت زیبایی داشت کارمان رو انجام نمی داد ، الان شلاق...

برچسب‌های مرتبط

در سوگ دوست | در سوگ دوستان | در سوگ دوستم | ما هم همینطور به انگلیسی | خرید اینترنتی هالو | اوپسالا در سوئد | اوپس یعنی چی؟ | اوپس چت | اوپسالا سویدن | اوپس عکس