خرید بک لینک

درباره سایت

گرگ زخمی بارون دیده ی مغرور تنها

امکانات وب

یکی دیروز تو آینه به من زل زده بود.دوست داشتنی نبود،میدونی که رو قیافه ها حساسم.

زیادی موهاش سفید بود،صورتش عین کاغذ مچاله شده چروک بود.

جلوی خودمو گرفتم که بهش نخندم،سخت بود ولی نخندیدم.گفتم دلش میشکنه.

چشماش پر بود.میخواستم بگم تانکر بیارم چشماتو خالی کنه؟:))) نگفتم.

لباش میلرزید.صورتش دریاچه ی ارومیه بود،حتی خشک تر.

دو روزه زل زدم بهش.میدونم خیلی ادامه نداره.

میخوام برسونمش سردخونه.

+زل زده بهم.

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 18:11

صفحه بندی