خرید بک لینک

درباره سایت

گرگ زخمی بارون دیده ی مغرور تنها

امکانات وب

بیا باهم یه معامله ای بکنیم

-بدنش را میخاراند-

من ببرمت یه جای خوش آب و هوا

-خارش امانش را میبرد-

هم تو راح..

-(اوف لعنت برپدرت)با دو دست میخاراند-

میخواهی راحت زندگی کنی؟

-نمیداند چگونه خود را بخاراند-

با توام کَکِ عزیز

+گه نخور دیگه وقتی دور گوسفند به هوای دل و جیگر و قلوه میچرخیدی باید انتظار منم میداشتی

من ازت حامله ام

-فرشه ی دستشویی را می آورد

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 21:40

صفحه بندی