اونایی که حاجی نیستن میرزا ان
اونایی میرزا نیستن داشَن
اونایی که داش نیستن آقا ان
اونایی که آقا نیستن هم منم[بغضی سنگین راه گلویش را میبندد]
+خواهش میکنم کاری نکنید که مجبور شیم بفروشیمتون :((
+حالا چرا سر کوچه رو در گذاشتی دیوث؟دو تا بوس تو کوچه ات میکردیم چیزی ازت کم میشد؟
+خدا منو واسه تمام دستایی که به نشونه احترام واسه افراد بلند کردم ولی تو دلم بهشون فحش ناموسی دادم ببخشه
+برادر امان از جبر زمانه،امان...چرا باید به حمام رفت؟
+اونقدر اسم مریضی ها شیک شده که بیا موسوکلاریکا گرفتم(نمیدونم چرا ولی احتمالا باید بیماری باشه اگه فحش بود از ملت شریف ایران عذرخواهی میکنم-فیت استاد مشایخی)
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور