خرید بک لینک

درباره سایت

گرگ زخمی بارون دیده ی مغرور تنها

امکانات وب

ناخن هایم را کندم...

تمامی بدنم را تراشیدم و سوختم..

سوختم تا دوباره زندگی جدیدی را آغاز کنم.

که پیری گفت:اسگل جان این کارا مال عقابه نه مال تو :(

+دماغش عقابی بود و من خرگوشی بی پناه

+اولین باری که عقاب از نزدیک دیدم ازم پرسید اهل کجا هستم و وقتی کنجکاو شدم که چرا پرسیدی گفت والا دماغت خیلی به ماها میخوره گفتم شاید فامیل باشیم

+من میرم دماغمو لمینت کنم.هوم؟پروستات؟پروتز؟ول کن آقا اصلا دماغم خیلی هم خوبه

+فحش دادن به توریستی که متوجه حرف هات نمیشه یکی از لذتهای مشترک بهشت و زمینه

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 17:0 توسط مزدورِ نزدیک|

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 23:27

صفحه بندی