داشتم کوله بارم رو جمع میکردم که برم به دنبال فرداهای بهتر و زیباتر که برامون ریدن،که نظر دوست عزیزمون در پست"
علی ایحال فیت علی ایها الحال" بنده رو غرق در شگفتی کرد.ببینید دوستان من یک چیزی رو عرض میکنم و اینکه بلاگفا برای پدر شما و پدر بنده و هیچ پدری در هیچ نقطه ای از این جهان پهناور نیست.طبیعتا وقتی برای پدرتون نیست بنده نیازی به کسب اجازه از محضر پرفیض کسی برای نوشتن ندارم،این حرف به چه معناست؟به این معنا که بنده حق خودم میدونم بنویسم و حق شما میدونم که انتقاد کنید،حالا توهین هم کردید کون لقتون دیگه چیکار کنم؟برای پدر و مادرم لطفا تاسف نخورید چون شنیدم چاق کننده است.تاسف؟خیر منظورم گُه بود.
و نکته ی آخر که دوستمون گفتن به روانپزشک مراجعه کن ابله گستاخ یکی از بهترین توصیه های زندگیم بود که البته برخلاف میل باطنی مثل تمامی حرفای دوستمون به یک جایی ارجاع دادم که نپرسید چون دوستمون ناراحت میشه(با اینکه ارث پدرش نیست).خوشبختانه اگر قبلا توهینی هم کردم این بصیرت بنده رو نشون میده چون معلومه دوستمون لیاقتش رو داشته.
«نسبتتون؟نپرسید خواهش میکنم چون در عرف پذیرفته نیست.
«ایشون چاق میشن؟اگر با همین روند ادامه بدن بله
«سلام خوبی؟مرسی عجیجم تو خوبی؟
برچسب: اندر,مصائب,
نویسنده: یلدا قنبریپور
تاريخ: يکشنبه
26 شهريور
1396 ساعت: 17:50